. پس از برگشتن از رستوران؛ داخل باغ شروع به قدم زدن کردم. یادم می آید زمانی که نوجوان بودم؛ بارها طول 165 متری و عرض 50 متری باغ را می دویدم و در خیابان آسفالته وسط باغ؛ درست از جلوی درب بزرگ ورودی باغ سوار ماشین فورد قدیمی پدرم می شدم و تا ساختمان ویلا که در بالای باغ و حدود 20 متر مانده به دیوار شمالی و در کنار انبارها؛ استخر؛ تأسیسات آ برسانی و چاه عمیق قرار دارد؛ تمرین رانندگی می کردم. پدرم برای راحتی در رانندگی؛ خیابان وسط باغ را آسفالت کرد؛ اما #آخرین #شهسوار #ماورائی
#مکتوب #مکشوف #روزنامه #شرق
ضمیمه پندار اول #رمان #تاریخی #عطرتلخ#
باغ ,خیابان ,متری ,وسط ,پدرم ,آ ,باغ را ,و در ,کنار انبارها؛ ,در کنار ,شمالی و
درباره این سایت